عبد الحسين نوايى

33

شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى )

ترجمه ( باختصار ) معلوم باشد كه شاه عباس حق نشناس پادشاه عجم قاعدهء مصافات را متروك و جادهء دشمنى را مسلوك داشته به حيله و تزوير بر ممالك شيروان و تبريز مستولى شده و با غرور نفسانى و شرور شيطانى دعوى انانيت و استعلا كرده تا آنجا كه عجب و نخوتش از دايرهء تحمل شاهانهء ما بيرون رفته و حركت مورث النكبتش از مرتبهء رضاى پادشاهانهء ما خارج گشته است . بنابراين ، به مقتضاى غيرت و حميت سلطنت و حفظ ناموس خلافت ، تصرف ممالك مغصوبه و تخريب و استيصال خاندان ضلالت بنيانش را به وزير اعظم محمد پاشا محول داشته او را به سردارى قشون تعيين نمودم . ان شاء اللّه در رسيدن بهار به سمت مشرق عزيمت خواهد نمود و اكنون ، به نيت فتح و تسخير بلاد مقصود ، در محروسهء حلب قشلاق نموده است . به همين ترتيب فرمان همايون ما صادر مىگردد و شما را با منصب خانى دست نشاندهء خود قرار دادم و معارضين شما را مردود و راندهء درگاه نموديم و به ملاحظهء آن كه پروردهء آستان ما هستيد با متابعت از اجداد مجاهد خود و اقتداء به مسلك آنان طبق رضاى خاصهء ما حركت نموده براى كسب غنايم و اموال دشمنان دوزخ مكان و گمراهان تشنه دل جهت سفك دماء با تير اندازان تيغ به دست و دشنه به كمر تاتار صبا رفتار از دست قبچاق به بلاد قزلباش بداخلاق با سرعت تمام و نهايت شتاب قطع نشيب و فراز نموده با سردار و وزير اعظم مشار اليه در زمان و مكان معهود به يكديگر پيوسته و در باب اخذ انتقام حضرت صديقهء كبرى ام المؤمنين كه طى نامه مفصلا به خانان